فرایند تفکر انتقادی
دانستن این نکته بسیار مهم است که هیچیک از ما نمیتوانیم در تمام اوقات به صورت انتقادی فکر کنیم. گاهی از اوقات هرجوری فکر میکنیم جز انتقادی، مانند زمانی که کنترلمان بر خود تحت تاثیر عواطفی مانند خشم، سوگواری یا شادی قرار گرفته یا زمانی که خیلی ساده ذهنمان آشوبزده شده است.
در طرف دیگر اما خبر خوب اینست که به علت متغیر بودن قابلیت تفکر انتقادی، بسته به ذهنیت کنونی ما، در اکثر اوقات میتوانیم با در پیش گرفتن فعالیتهایی روتین، مشکلاتی که پدید میآیند را به روشهای تازه حل و فصل کنیم.
زمانی که تئوری تفکر انتقادی را درک کنید، برای بهبود مهارتهای خود صرفا نیاز به تمرین و تداوم دارید. برای شروع میتوانید تمرین پایین را در پیش بگیرید.
به چیزی فکر کنید که یک نفر اخیرا به شما گفته است. سپس سوالات زیر را از خود بپرسید:
چه کسی آن را گفته؟
کسی که او را میشناسید؟ کسی که صاحب قدرت است؟ آیا مهم است که چه کسی این حرف را زده؟
او دقیقا چه گفته؟
آیا حقیقتی بیان شده یا نظری شخصی؟ آیا حقایق پشت این گفته واضح هستند؟ آیا چیزی جا مانده است؟
او در کجا چنین حرفی زده؟
آیا در مکانی عمومی بوده یا خصوصی؟ آیا افرادی دیگر نیز حضور داشتند که بتوانند نظری متقابل بدهند یا حرف او را تکمیل کنند؟
او چه زمانی چنین حرفی زده؟
آیا قبل، حین و بعد از یک رویداد مهم بوده؟ آیا زمانبندی سخنان او اصلا اهمیتی دارد؟
چرا چنین حرفی زده؟
آیا منطق پشت نظر خود را توضیح داده است؟ آیا سعی داشت کسی دیگر را بد یا خوب جلوه دهد؟
حرف خود را در چه حالتی زده؟
آیا او شاد یا ناراحت، عصبانی یا بیتفاوت بوده است؟ سخن خود را گفته یا نوشته؟ آیا به خوبی سخن او را درک میکنید؟
مثال هایی از مهارتهای تفکر انتقادی
برای استاد شدن در تفکر انتقادی لازم است مهارتهای متعددی به دست آورید که برخی از آنها به شرح زیر است:
مشاهده
از مهارتهای مشاهده برای شناسایی ترندها، مشکلات، خطاها و دیگر ابعاد یک وضعیت استفاده میشود. برای مثال در محیط کار، کارمندان مشاهدهگر میتوانند به سرعت وجود مشکلی جدید را احساس و شناسایی کنند و حتی براساس تجارب پیشین خود، مشکلاتی که هنوز به وقوع نیپوستهاند را پیشبینی کنند. اگر مهارتهای مشاهدهگری خوبی داشته باشید، میتوانید بروز مشکلات را زودتر از دیگران تشخیص دهید و هشدارهایی زودهنگام بدهید. برای مثال یک پزشک ممکن است از مهارت مشاهدهگری خود برای شناسایی مجموعهای از علائم مربوط به یک بیماری بهخصوصی که پیشتر با آن سر و کله زند استفاده کند. بدین ترتیب بیمار در زمان درست تستهای درست را پشت سر میگذارد و فرایند درمان را آغاز میکند.
تحلیل
از مهارتهای تحلیل برای تصمیمگیری راجع به این استفاده میشود که کدام اطلاعات ارزش بیشترین توجه را دارند. قابلیت تحلیل یک وضعیت یا مشکل به معنای برداشتن اطلاعات مهم، ترتیب دادن پژوهش، بازنگری در دادهها و منابع است تا بتوان به یک نتیجهگیری منطقی رسید. اگر مهارتهای تحلیلی قدرتمندی در محیط کار داشته باشید، میتوانید با سرعت بیشتری تمرکز خود را بر ابعاد مهمتر یک مشکل یا وضعیت بگذارید، میتوانید منابع تحقیقاتی مرتبط و قابل اتکا در حوزه کاری خود را بیابید، میتوانید نتیجهگیریهای صحیح از پژوهشهای خود داشته باشید و در نهایت تمام یافتههای خود را تبدیل به یک راهکار کنید. برای مثال یک توسعهدهنده بازیهای ویدیویی میتواند از مهارتهای تحلیلی خود برای شناسایی آن بخشی از کدنویسیها که دچار مشکل شدهاند بهره بگیرد، با هدف کشف راهکارهای احتمالی به سراغ فرومهای آنلاین و دیگر منابع موثق برود و سپس تصمیم بگیرد که چه مسیری بهینهترین و سریعترین راه برای جلوگیری از تکرار این مشکل خواهد بود.
استنتاج
استنتاج مهارتی است که دستیابی به جمعبندی راجع به اطلاعاتی که جمعآوری کردهاید را در بر میگیرد و برای اینکه در بهینهترین حالت باشد، نیاز است دانش یا تجربهای فنی داشته باشید. وقتی از اطلاعات مربوط به یک وضعیت استنباط میکنید، معمولا در حال ساختن یک پاسخ براساس اطلاعاتی محدود یا پیچیده هستید. آنهایی که مهارتهای استنتاجی را از خود به نمایش میگذارند در حوزههایی موفق میشوند که داده معمولا به شکلی ناقص به دست میآید. دکترها معمولا باید براساس فهرستی ناقص از علائم، علل پشت یک بیماری را استنباط کنند. به صورت مشابه، متخصصین حوزه فناوری اطلاعات هم شاید نیازمند شناسایی مشکلات شبکه از طریق استنباط و استنتاج باشند و در واقع از تجارب پیشین خود و همینطور درکی که از تکنولوژی دارند کمک بگیرند.
ارتباط
مهارتهای ارتباطی شامل تشریح مشکلات و مباحثه بر سر آنها میشوند تا بتوان با همکاران، با اعضای خانواده یا هرکس دیگری، به راهکارهای بالقوه دست پیدا کرد. اگر مهارتهای ارتباطی خوبی داشته باشید، میتوانید اطلاعات پیچیده یا انبوهی از اطلاعات را برای شخصی دیگر خلاصه کنید یا در صدد تقویت بحث خود براساس حقایقی که مشاهده یا روی آنها پژوهش کردهاید، برآیید. این فرایند هم میتواند در مکالمات اتفاق بیفتد و هم در نوشتار. مهارتهای ارتباطی موثر باعث حصول اطمینان از این میشوند که به شکلی بهینه، همکاران خود را از وضعیت تحقیقات یا نتیجهگیریهای خود باخبر میسازید.
حل مساله
در فرایند حل مساله، از تفکر انتقادی برای آزمون و خطا به هنگام پیادهسازی راهکارها استفاده میشود و سپس میتوان درک کرد که آیا فلان راهکار، در تناسب با هدفی که داریم، جواب میدهد یا خیر. برای مثال یک معمار ممکن است نیازمند طراحی ساختمانی باشد که باید به خواستههای گوناگونی پاسخ بدهد، در منطقه خاصی بنا شود و مقدار مشخصی از هزینه را روی دست مالکان بگذارد. توانایی رسیدگی موفقیتآمیز به تمام این خواستهها و مشکلات و در عین حال پایبند ماندن به بودجه مشتری، نیازمند مهارتهای حل مساله خارقالعاده است.
برطرفسازی تعارض
برطرفسازی تعارض در واقع مهارت درک مشکلی است که افراد مختلف نظرات گوناگونی نسبت به آن دارند و سپس بتوان بهگونهای میانجیگری کرد که تمام طرفین به راه حلی مدنی و قابل توافق برسند. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که هنگام کار تیمی در یک سازمان، همه باید حاضر به همکاری با یکدیگر باشند و هدفی یکسان را در ذهن دنبال کنند. برای مثال یک مدیر ممکن است کارمندی داشته باشد که به نظرش هزینه بیشتر روی تبلیغات چندان موثر نخواهد بود و کارمندی دیگر که دقیقا به عکس این موضوع باور دارد. با استفاده از مهارت برطرفسازی تعارض در محیط کار، این مدیر میتواند نقطه نظرهای هر کارمند را درک کند، به همکاری بر سر پژوهش روی مزایا و معایب هر دو گزینه مشغول شود و سپس دست به سازشگری زده و براساس اطلاعات و مباحثات هر دو طرف، راهکاری نهایی تدارک ببیند.
تطبیقپذیری
تطبیقپذیری به معنای امکان تغییر دادن ذهنیت براساس اطلاعات بهروزرسانی و جدید است. یک متفکر انتقادی خوب میتواند با تغییر رویدادها، اهداف و دیگر عناصر پیرامون خود، خودش را نیز با آنها تطبیق دهد. تطبیقپذیری ضمنا بدین معناست که با آخرین اخبار و رویکردهای صنعت یا حرفه خود همگام باقی بمانید. برای مثال اگر در حوزه خدمت به مشتریان فعالیت کنید، شاید لازم باشد در نحوه خدمترسانی خود به مشتریان تغییری ایجاد کرده و برای مثال خدمات پشتیبانی تلفنی را در اختیار آنها بگذارید. یک مثال دیگر میتواند تغییر دادن قوانین شرکت در قبال یک محصول بهخصوص باشد. در این حالت شما از مهارتهای تطبیقپذیری و ارتباطی خود برای اطلاعرسانی این موضوع به مشتریان استفاده کرده و همچنان مشغول به رسیدگی به مشکلات آنها خواهید بود.
پژوهش
مهارتهای پژوهشی به حصول اطمینان از این منجر میشود که به اطلاعات کافی برای دستیابی به یک تصمیم دسترسی دارید و از بهترین منابع ممکن برای جمعآوری و تحلیل اطلاعات استفاده میکنید. برای مثال یک پزشک اطفال احتمالا از ژورنالهای پزشکی حوزه خود برای دستیابی به تازهترین اطلاعات و آشنایی با مشکلاتی که کودکان با آنها دست و پنجه نرم میکنند، بهره میگیرد. یک مهندس کامپیوتر سطح پایین هم به مشاوره با همکاران مجرب خود میپردازد تا بازخورد آنها راجع به مشکلی که پدید آمده را دریافت کند
English
